Tag Archives: دل

۱۰ کافه بی نظیر در دل خانه‌های قدیمی تهران!


وب‌سایت چیدانه: امروز می خواهیم با هم به سراغ کافه هایی در دل خانه های قدیمی تهران برویم، کافه هایی که باعث شده اند تا فضای این خانه های قدیمی و بعضا فراموش شده، دوباره زنده و پویا شود. پس با ما همراه باشید تا ۱۰ خانه قدیمی تهران که تبدیل به کافه شده اند را با هم بررسی کنیم.

خانه فخرالملوک

۱۰ کافه بی نظیر در دل خانه های قدیمی تهران!


آدرس: خیابان امیرکبیر، خیابان جاویدی، پلاک ۱۱۴

این خانه قاجاری، یکی از زیباترین کافه های سنتی تهران را در دل خود جای داده است. کافه نان و نمک در دل این خانه قدیمی تهران قرار دارد. این خانه قدیمی بیش از ۱۲۰ سال قدمت دارد، دارای بخش های مختلفی است که بهار خواب یا بالکن و پشت بام به عنوان کافه مورد استفاده قرار می گیرد.


کافه رستوران ری را

۱۰ کافه بی نظیر در دل خانه های قدیمی تهران!


آدرس: خیابان انقلاب، خیابان حافظ ،خیابان نوفل نوشاتو، کوچه لولاگر

کوچه لولاگر یکی از کوچه های قدیمی و دوست داشتنی تهران است. این کوچه به نام کوچه خانه های قرینه هم شناخته می شود، پیتزا داوود هم که در مطلب ۱۰ پاتوق قدیمی در تهران برای شکموها به شما معرفی کردیم هم در همین کوچه قرار دارد. همان ابتدای کوچه که می خواهی وارد شوی، در سمت چپ یک خانه ی قدیمی آجری وجود دارد که حالا تبدیل شده است به کافه ری را. کافه ای که مبلمان های چوبی آن عجیب با دیوار های آجری هماهنگ است و گلدان های رنگارنگ و مختلف زیبایی آن را تکمیل کرده است.


کافه مون

۱۰ کافه بی نظیر در دل خانه های قدیمی تهران!


آدرس:
تقاطع انقلاب و وصال شیرازی

کافه مون یکی دیگر از کافه های است که در دل یکی از خانه های قدیمی تهران برپا شده است. این کافه عجیب بوی نوستالژی می دهد از تلویزیون قدیمی که بالای یکی از دیوار ها نصب شده است گرفته تا، رنگ سبز کدر دیوارها و رومیزی های چهار خانه و صندلی های لهستانی. خلاصه که این کافه با این دکوراسیون داخلی دوست داشتنی وصمیمی اش دست کمی از خانه های قدیمی تهران ندارد و می تواند خاطرات را برای شما زنده کند.


کافه آپ آرت مان

۱۰ کافه بی نظیر در دل خانه های قدیمی تهران!

آدرس: خیابان کریمخان، خیابان ایرانشهر، خیابان کلانتری، پ ۴۸

یکی دیگر از کافه هایی که در خانه های قدیمی تهران قرارگرفته است، کافه آپ آرت مان است که خیلی ها آن را به اسم آپارتمان می شناسند. ساختمان این کافه یک خانه قدیمی است که بدون آن که فضای داخلی آن تغییرات اساسی بکند، تبدیل به کافه شده است. فضای کافه بیشتر مناسب قرارهای دوستانه و دسته‌جمعی است. هر چند اگر قرار کاری هم داشته باشید نیز محل مناسبی برای قرارهای کاری است.


کافه مارکوف

۱۰ کافه بی نظیر در دل خانه های قدیمی تهران!

آدرس : خیابان مطهری، باغ موزه قصر

زندان قصر هم یکی دیگر از آن بناهای قدیمی است که در دل خود کافه ای را جای داده است. البته زندان قصر خانه نیست و علاوه بر این کافه فضاهای دیگری مانند گالری و موزه هم دارد، پیشنهاد می کنم مطلب باغ موزه قصر ، باز شدن درهای زندان به روی مردم را بخوانید تا بیشتر با این مکان جذاب آشنا شوید.


کافه رومنس

۱۰ کافه بی نظیر در دل خانه های قدیمی تهران!

آدرس: خیابان فردوسی، نرسیده به میدان فردوسی، کوچه ضرابی، پلاک ۴

این کافه هم یکی دیگر از آن کافه هایی است که در خانه ای قدیمی بر پا شده و پر است از حس و حال های خوب. هر چند وقت یک بار در این کافه بساط کار فرهنگی بر پا می شود. میز و صندلی های چوبی و پرده های حریر حکایت از اصالت این کافه دارد. در این کافه همه قشری وجود دارند از افراد مسن گرفته تا جواب های قبراق که برای تجربه هایی نو پا به اینجا گذاشته اند. کافه رومنس یکی از قدیمی ترین کافه هایی است که در دل خانه های قدیمی بنا شده.


کافه سینما

۱۰ کافه بی نظیر در دل خانه های قدیمی تهران!


آدرس:
خیابان ولیعصر، باغ فردوس، موزه سینمای ایران

این کافه هم مانند کافه مارکوف در دل یک بنای قدیمی قرار گرفته که امروز تبدیل به موزه سینما شده است. این کافه مدرن که در دل یک بنای قدیمی قرار گرفته است، فضایی آرام و به دور از شلوغی را برای تان فراهم می کند که با توجه به قرار گیری محله کافه بیشتر شبیه یک معجزه است. البته حضور موزه سینما هم به جذابیت این کافه کمک کرده است.


کافه مسعودیه

۱۰ کافه بی نظیر در دل خانه های قدیمی تهران!

آدرس: میدان بهارستان، خیابان اکباتان، عمارت مسعودیه

عمارت مسعودیه یکی از عمارت های قدیم و با ابهت تهران است که در دل خود کافه ای جذاب را جای داده است. این کافه با منوی جالب خودش مشتریان زیادی را جلب می کنه. صرف صبحانه در این کافه و عمارت رو به شدت بهتون پیشنهاد می کنم. البته قبل از رفتن بهتره که حتما رزرو کنین که معطل نشوید چرا که معمولا این کافه شلوغ خواهد شد.


کافه تهرون (باغ نگارستان)

۱۰ کافه بی نظیر در دل خانه های قدیمی تهران!

آدرس : پشت مترو بهارستان، انتهای خیابان دانشسرا، ابتدای خیابان گودرزی، علائی سابق، درب شمالی و اصلی باغ نگارستان

گشت و گذار در باغ صد و هفتاد ساله نگارستان می تواند حسابی حال شما را جا بیاورد. در این باغ عمارت های قدیمی زیادی وجود دارد که هرکدام به یک کاربردی اختصاص داده شده اند. یکی از آن ها نگارخانه کمال الملک شده است، یکی تبدیل به کارگاه سفالگری و کاشی شده است و دیگری هم تبدیل به کافه ای شده است به غایت دوست داشتنی و زیبا که پیشنهاد می کنم حتما سری به آن جا بزنید و در هر فصلی که بود حتما آش رشته خوشمزه آن را امتحان کنید.


باغ موزه هنر ایرانی

۱۰ کافه بی نظیر در دل خانه های قدیمی تهران!

آدرس: خیابان ولیعصر ، الهیه ، خیابان دکتر حسابی

در دل این باغ کهنسال عمارتی وجود دارد و در کنار این عمارت یک کافه. این کافه و عمارت مکمل هم هستند و خیلی خوب با هم کنار می آیند فضای سرسبز اطراف کافه، به دکوراسیون کافه حس طراوت خاصی بخشیده است که پیشنهاد می کنم خودتان از نزدیک آن را تجربه کنید.


سفر به اردکان؛ دل زدن به کوچه پس کوچه‌های کویر


هفته نامه همشهری شش و هفت – فرزانه ابراهیم زاده: وقتی اهل سفر باشی و در سرزمینی زندگی کنی که چهارفصل است، همیشه راهی هست که تو را صدا بزند. یکی از مسیرهایی که در نوروز برای سفر هیجان انگیز است، زدن به دل کویر مرکزی و رفتن به استان زیبای یزد است. استانی که البته دیدنی هایش بیش از یک سفر چند روزه یا یک گزارش ساده است. از شمال این استان و منطقه دیدنی اردکان آغاز کرده ایم؛ منطقه ای که به اندازه یک استان دیدنی دارد.

چطور برویم؟

 
برای سفر به اردکان کافی است راهی استان یزد شوید. نخستین شهری که از سمت شمال استان سر راه قرار دارد اردکان است. قطارهایی هم که به سمت شهر یزد می روند در سر راه خود در ایستگاه اردکان توقف دارند و بعد به سمت مرکز استان به عنوان ایستگاه نهایی می روند. ایستگاه قطار اردکان به عنوان چهارراه مرکزی ایران هم شناخته می شود؛

 

دل زدن به کوچه پس کوچه‌های کویر

 

چرا که این ایستگاه به چهار گوشه ایران دسترسی دارد. البته یادتان باشد که ایستگاه قطار اردکان تا خود شهر ۱۰ دقیقه ای فاصله دارد و در جاده یزد تهران قرار گرفته است. هر چند کاروانسرای تاریخی خرانق هم مکانی برای اقامت دارد اما پیشنهاد می کنیم برای اقامت در یکی از خانه های سنتی شهر اردکان بمانید. خانه هایی که از دوران قاجار و صفویه که شما را در فضای زندگی مردم این شهر از حدود ۳۰۰ سال پیش قرار می دهند.

 
کجا و چه ببینیم؟

 

این سفر همان طور که در ادامه خواهید دید؛ از شهر زیبا و تاریخی اردکان شروع خواهدشد و بعد از دیدن نقاط تاریخی و کوچه های قدیمی و سنتی و بادگیرهایش به سمت «پیر چک چک» در ۷۰ کیلومتری این شهر ادامه پیدا می کند. بعد از دیدن پرستشگاه «پیر چک چک» اگر به سمت شرق حرکت کنید در کمتر از نیم ساعت در روستای تاریخی «خرانق» خواهید بود و می توانید در یکی از منحصر به فردترین بافت های قدیمی و تاریخی ایرانی چند ساعتی وقت بگذرانید و حتی اگر خواستید شب را در کاروانسرای قدیم این شهر سر کنید.

 

دل زدن به کوچه پس کوچه‌های کویر 

پرستشگاه پیر چک چک 

 

در ضمن بعد از دیدن این دو منطقه اگر خواستید به اردکان برگردید سر راه تان سری به «پیر هریشت» بزنید و از آن سمت به طرف «عقدا» بروید. بخشی که زادگاه میرزا رضای کرمانی یا همان قاتل ناصرالدین شاه قاجار است و در کنارش غارهای شگفت انگیز «اشکفت» را ببینید. درست است که به کویر مرکزی سفر می کنید که تابستانی گرم و خشک دارد اما در زمستان هم هوای شهرها در شب به زیر سفر می رسد و در روز سرمای آن هر چند به حد شهرهای کوهستانی نمی رسد، اما خشکی هوا سرما را زیر سایه آفتاب بیشتر می کند و باید حسابی خودتان را بپوشانید و منتظر باشید تا در میانه روز کمی گرم تر شود. در هر صورت برای دو فصل پاییز و زمستان لباس همراه تان باشد.

کوچه های مسقف

در شهرهای کویری مانند اردکان همه چیز متناسب با اقلیم ساخته شده. سامانه پیچیده قنات و معماری یکه بادگیرها و کوچه های باریک، بخشی از خلاقیت های معماران زبردست این سامان با اقلیم منطقه است اما در میان این بناها، هیچ یک به اندازه «ساباط ها» جالب و ممتاز به نظر نمی رسند. ساباط ها کوچه هایی با سقف هایی هستند که نه تنها خانه های دو سر کوچه را به هم متصل می کنند که باعث محافظت از مردم در فصل گرم می شوند. این سقف ها به شکلی ساخته می شدند که رهگذران در مسیر خود در سایه قرار بگیرند.

 

کوچه ضیایی یکی از کوچه های قدیمی اردکان است که در بافت قدیم آن قرار دارد. این کوچه از مسجد چرخاب تا خانه ضیایی امتداد دارد. در کوچه ضیایی ساباط های متعددی ساخته شدهاست. همان طور که ساباط ها رامی بینید می توانید مسیر کوچه را بگیری به راهی برسید که به «دربندها»ی مختلف منتهی می شود. این دربندها در معماری سنتی شهرهای کویری از جمله اردکان اهمیت خاصی داشتند. هر دربند ملک افراد شناخته شده محله بود که به سبب قدرت مالی یا نفوذ سیاسی دارای چندین خانه بودند. در ورودی این خانه ها در داخل دربند باز می شد و در ابتدای دربند در نسبتا بزرگ قرار داشت که شب ها بسته می شد و به این ترتیب خانه های داخل دربند از امنیت بیشتر برخوردار می شد.

 

دل زدن به کوچه پس کوچه‌های کویر 

کوچه ضیایی 

 

اغلب دربندهای موجود در اردکان متعلق به اوایل قاجار و در محله چرخاب قرار دارند. در این میان دربند «ملاتقی یکی» از پرجاذبه ترین و طولانی ترین دربندهای اردکان است. در این دربند پیچ در پیچ، ۹ خانه قرار گرفته که از میدان بین هاشمی در محله چرخاب شروع می شد و به محله علی بیک می رسد. این دربند از دو دربند داخل هم تشکیل شده است. بخشی از این دربند سفیدکاری و بخشی دیگر آن کاهگی است و هشتی ورودی آن با نقش گچکاری شده شمسه تزیین یافته است. دربندها را هم که دیدید باز به دل کوچه ها بزنید.

 

در پس هر کوچه به گذری و هر گذر به میدانی ختم می شود. این که می گوییم میدان، منظورمان میدان به مفهوم شهری مدرن نیست؛ مقصود جایی است کمی وسیع تر از گذرها که محل تجمع مردم محل بوده. در کنار میدان چرخاب که در همین راه درهم پیچیده قرار گرفته دو نخل بزرگ مسجد «ریزده» را می توانید ببینید. نخل هایی که در عزای امام حسین (ع) و یارانش در کوچه پس کوچه های شهر می توانید پیدا کنید. از میدان چرخاب به سمت شرق حرکت کنید و از کوچه ای که کنار امامزاده محل قرار دارد، بگذرید تا به یکی از مهم ترین بناهای تاریخی شهر اردکان یعنی مسجد جامع برسید.

 

دل زدن به کوچه پس کوچه‌های کویر (ناقص) 

نمایی از شهر میبد

شبیه تابلوهای پرویز کلانتری

با هر وسیله ای که به سمت اردکان بیایید نخستین تصویری که از این شهر به یادتان خواهدماند قاب عکسی شبیه تابلوهای معروف پرویز کلانتری است. شهری که مرکز آن شما را به شهری می برد با کوچه های به هم پیوسته با ساباط ها و بادگیرهای بلند و کوتاه و خانه های خشتی اما این تصویری از شهر اردکان است که مرکز منطقه ای به همین نام و بزرگ تر از محدوده شهر است. فاصله میان اردکان تا تهران ۵۶۷ کیلومتر است. این شهر تا یزد ۵۹ کیلومتر فاصله دارد. نزدیک ترین شهر به اردکان میبد است که در ۹ کیلومتری آن ساخته شده.

 
در مسیر رسیدن به اردکان می توانید معادن سنگ و خاک سفالگری و حتی معادن سنگ آهنگ و سنگ های صنعتی اطراف این شهر و میبد را به خوبی ببینید. به همین خاطر شهر میبد یکی از مهم ترین مراکز سفالگری و کاشی کاری ایران نیز به شمار می رود، اما کاشی ها به میبد رفته و معادن در اردکان باقی مانده اند. کاوش های باستان شناسی در اطراف اردکان نشان از سابقه تاریخی طولانی زندگی در اطراف این منطقه دارد. نیایشگاه «پیر چک چک» و «هریشت» از بناهایی هستند که براساس داستان هایی که در منطقه بر سر زبان هاست به دورانی می رسند که مسلمانان به ایران آمدند.

 

دل زدن به کوچه پس کوچه‌های کویر 

 

در کنار اینها غار باستانی «اشکفت» قرار دارد که آثاری از دوران پیش از تاریخ را در خود جای داده است. با این همه قدیمی ترین سندی که به نام این شهر اشاره می کند در یکی از سفرنامه های قرن هفتم هجری است که در آن یکی از شیوخ قصد ساختن خانقاهی را در اردکان داشته است. قدمت مسجد جامع اردکان که از مساجد قدیمی در استان یزد است نیز به همین دوران باز می گردد. بافت تاریخی منحصر به فرد اردکان هم سابقه ای بیش از ۸۰۰ سال را نشان نمی دهد.

برای گشت و گذار در اردکان از یاد نبرید که شما وارد یک شهر خشتی کویری شده اید و بخشی از وقت و انرژی خود را باید برای قدم زدن در بافت سنتی شهر بگذارید که در مرکز تاریخی قرار دارد. اردکان به جز مسجد جامع و مسجد «ریزده»، بازار قدیمی و خانه های تاریخی، کوچه هایی دارد که قدم زدن در دل آنها برای ساعت ها می ارزد و لحظه های خوبی را برای تان به همراه خواهدداشت اما این همه جاهای دیدنی اردکان نیست. برای گشتن در شهر می توانید سه محور را انتخاب کنید. نخستین محور همان شهر قدیمی است و محور بعدی بخش زرتشتی است و بعد از این هم می توانید به سمت بافت نسبتا جدیدتر شهر و پارک شهر بروید.

خشت و خاک

خشت و خاک؛ مهم ترین ویژگی شهر اردکان است. برای رسیدن به بخش تاریخی شهر کافی است به سمت خیابان ولی عصر بروید و از آن جا وارد خیابان آیت الله خامنه ای شوید. در دو سوی این خیابان به سمت هر گذری که بروید با بافت تاریخی وارد می شوید. در این بخش چندین محله قرار گرفته که معروف ترین آنها محل کوشکنو، چرخاب، زین الدین و جعفرخان است. البته پیشنهاد ما این است که اگر می خواهید ساباط ها و خانه های تاریخی این شهر را ببینید سمت راست خیابان را در پیش بگیرید

 

و و ارد محله چرخاب و کوشکنو شوید و با نشانه هایی که در دیوارها هست همراه شوید. قدمت این محله براساس شواهد تاریخی و قدمت مسجد جامع اردکان به ۸۰۰ سال می رسد، اما بازسازی دوره قاجاری باعث شده تا بازار قدیمی شهر از میان رفته و بازار جدیدی ساخته شود که به بازار نو معروف است.

نکته: در بافت قدیمی شهرهایی مثل یزد و میبد و اردکان که قدم می زنید خودتان را به دست کوچه ها و بافت بسپارید و همراه آنها بروید و بگذارید گم شوید و خیلی به تابلوهایی که به دیوارهاست توجه نکنید.

 

دل زدن به کوچه پس کوچه‌های کویر 

یادگار دوران گذشته

مسجد جامع اردکان در حاشیه دو کوچه قرار دارد و چهار در دارد. فرق نمی کند از کدام در این مسجد- که در دوران تیموری ساخته شده- وارد می شوید. در اصلی از مسجد از کنار هم قرار گرفت صدها قطعه چوب پنج ضلعی ساخته شده است. روی دماغه در، هشت قطعه فلز به شکل مربع قرار دارد که تنها چهار قطعه آن باقی مانده است. مسجد فعلی در زمان صفویه بازسازی شده و مانند سایر بناهای معماری منطقه دو بخش تابستانی و زمستانی از خشت و گل دارد.

 

این مسجد یک ایوانی دارای یک صحن است که گنبدخانه و ایوان و رواق ها در بخشی قرار دارد که به شبستان تابستانی منتهی می شود. هر چند شبستان تابستانی مسجد جامع اردکان از شبستان زمستانی قدیمی تر و ارائه های معماری بیشتری دارد. در زمستانی اگر بعد از اذان مغرب برای دیدن مسجد بروید می توانید بخش های مختلف این بنا را ببینید. یادتان باشد در دیدن از شبستان تابستانی سراغ «محراب نظرکرده» این بخش بروید و آن را از نزدیک ببینید. گنبدخانه و صحن یک ایوانه با رواق هایی در اضلاع شرقی و غربی و همچنین در ورودی و اصلی بنا، رو بهر وی گنبد خانه باز می شود.

قدیمی ترین شیئی که در مسجد جامع اردکان قرار داشت زیلویی بود که در سال ۱۰۱۶ بافته شده بود و در محراب اصلی مسجد پهن می شد و حالا در موزه مردم شناسی شهر اردکان است که کمی آن سوتر از مسجد در کوچه ای قرار گرفته که حوزه علمیه شهر قرار دارد. موزه مردم شناسی خصوصی است و تا قبل نماز ظهر هم قابل بازدید است. بعد از دیدار از مسجد جامع می توانید به سمت بازار سنتی و قاجاری بروید؛ بازاری که البته مانند بقیه بخش سنتی نورپردازی شده و می توانید شب و روز حتی بعد از تعطیلی در آن قدم بزنید. در این بازار البته مهم ترین سوغاتی اردکانی یعنی ارده و حلوا و روغنی که از آن استخراج می شود، تهیه و فروخته می شود.

 

عصاری های قدیمی اردکان در بازار و حوالی آن قرار دارند که می توانید از نزدیک فرایند روغن گیری از کنجد را ببینید. در کنار عصاری ها، رنگ رزی ها قرار دارند که در آنها از روناس، گرد روناس را که در رنگ استفاده می شود، گرفته می شود. در انتهای بازار هم بعد از گذر از یکی از همان گذرهای باریک به کوچه ای می رسید که در آن می توانید هم آب انبار و پایاب بازار را ببینید و هم آسیاب قدیمی و ۳۰۰۰ ساله اردکان را؛ آسیایی که ماننده همه آسیاب های مناطق کویری متصل به قنات های شهر است.

 

 دل زدن به کوچه پس کوچه‌های کویر

رنگ رزی های اردکان

دو خانه تاریخی و موزه فرش

بعد از گذشتن از چند کوچه باریک و خشتی در محل چرخاب به کوچه ای می رسید که در سر آن یک آب انبار قرار دارد و میانه کوچه ای باریک به موزه فرش و خانه آیت الله سید روح الله خاتمی ختم می شود. خانه آیت الله سید روح الله خاتمی یکی از مهم ترین خانه هایی است که در این منطقه قرار دارد و هم اکنون به عنوان موزه مفاخر شهر و یادگارهای خانواده خاتمی نگهداری می شود. این خانه که حدود ۲۰۰ سال قدمت دارد زادگاه رییس دولت اصلاحات و خانه پدری او تا زمان فوت آیت الله روح الله خاتمی است که از استادان سرشناس حوزه و امام جمعه و مدرس حوزه علمیه اردکان بوده است. خانه خاتمی مانند بسیاری از خانه های کویری ساده و دارای دو بخش تابستانی و زمستانی است.

 
دو بخش خانه با حیاطی مربع که در مرکز آن یک حوض قرار گرفته جدا می شود. بخش زمستانی یا آفتاب گیر خانه که در ورودی قرار دارد هم اکنون به موزه آثار و یادگارهای صاحب خانه اختصاص دارد. سه اتاق کوچک درهم با درهای چوبی دو لنگه و شیشه های رنگی و سردر هلالی آن یادآور کلاس های درس و حافظ خوانی و مثنوی آیت الله سید روح الله خاتمی و فرزندانش را دارد. در گذر از حیاط به بخشی می رسیم که پیش از این اتاق های اهالی خانه بوده و حالا تبدیل به موزه مفاخر شهر اردکان شده است. مناره بادگیری که آن سوی حیاط به چشم می خورد نشان از تابستانی بودن بخش جنوبی خانه دارد که شامل مطبخ (آشپزخانه)، اتاق بادیگر و آب انبار است.

 

مطبخی که تا پیش از تبدیل این خانه به موزه همچنان اصالت خود را حفظ کرده و تنور سنگی و اجاقش نشان از سال ها کار و گرمای آتش دارد. پشت مطبخ و اتاق بادگیر پایاب قنات به سمت آب انبار می رود. آب مصرفی این خانه و چند خانه همسایه آن از یکی از ۵۷ قناتی که در اردکان داشت سیرآب می شد. آب با کمک شبکه به هم پیوسته لوله کشی به پایاب قناتی که در هر خانه ساخته می شد می رسید در آب انبار جمع و مورد استفاده قرار می گرفت. در کنار آب انبار مانند همه خانه های مناطق گرمسیر یخدان خانه قرار دارد که محل قرار دادن غذاهایی بوده که احتمال خراب شدن آنها می رفت.

از خانه که بیرون بیایید موزه فرش ار دکان در مقابل تان است. نکته جالب در موزه های اردکان یکی قرار گرفتن آنها در بناهای تاریخی است و دومی این است که توسط بخش خصوصی راه اندازی شده اند. موزه فرش هم که در خانه ای تاریخی بنا شده توسط بخش خصوصی راه اندازی شده است. البته هم اکنون موزه فرش این شهر به خاطر بازسازی تعطیل است. بعد از خانه آیت الله خاتمی باز اگر کوچه را ادامه بدهید به بن بست نمی خورید و به سمت کوچه ای می روید که شما را با یک گذر به کوچه ای می رساند که در آن خانه تاریخی «تقدیری ها» قرار دارد.

 

دل زدن به کوچه پس کوچه‌های کویر 

خانه تقدیری ها 

 

خانه تقدیری ها هم مانند خانه آیت الله خاتمی یادگار دوران قاجاریه است و متعلق به یکی از تاجران شناخته شده شهر به همین نام یعنی تقدیری. این خانه به سبک خانه های یزد، به صورت چهاروجهی ساخته شده و دو بخش اعیان نشین و نوکرنشین دارد. اتاق های ان پنج در و یا سه در است که درها با شیشه های رنگارنگ و کوچک تزیین شده اند. اتاق های خانه در اطراف حیاط مرکزی قرار دارند. خانه تقدیری دو طبقه و یک بادگیر بلند نیز دارد. از خانه تقدیری ها که بیرون بیایید می توانید به کوچه ضیایی بروید تا علاوه بر دیدن خانه های تاریخی این کوچه با یکی از منحصر‌به‌فردترین الگوهای معماری شهری در شهرهای کویری آشنا شوید؛ «ساباط».

شهر قنات ها

درست است که ایران کشور کم آبی است و نفس شهر و مردمش به آب بستگی دارد، اما در شهرهای کویری این نفس را از قنات هایی می گیرند که توسط نیاکان شان کنده شده و طول برخی از آنها به ۲۰ کیلومتر و حتی بیشتر هم می رسد. قنات هایی که مانند قنات «قطب آباد» اردکان بیش از هزار سال قدمت دارند. به نوشته برخی از منابع معتبر بیش از ۶۰ قنات در اردکان قرار دارد که در میان آن قطب آباد که از فیروزآباد میبد سرچشمه می گیرد بزرگ ترین و مهم ترین آنهاست و زمینی برابر ۱۲۰ هکتار را سیراب می کند.

 

دل زدن به کوچه پس کوچه‌های کویر 
در شهر اردکان آنچه می بینید پایاب های قنات ها و آب انبارهایی است که آب قنات ها با نهرهایی که زیرزمین حفر می کردند، به آنها سرریز می شد و بدین وسیله برای تابستان و زمستان آب ذخیره می کردند. در مسیر رسیدن آب قنات به پایاب و آب انبار، آسیاب هایی قرار داشتند. حالا یکی از این آسیاب ها در بافت تاریخی اردکان قرار دارد و می توانید با پایین رفتن تا دم سنگ کمی از سامانه عجیب و پیچیده تامین آب سر درآورید. البته آسیاب اردکان در عمق پایین قرار ندارد و بعد از گذر از حدود ۳۰ پله به محل دو سنگ آسیاب می رسد. این محل در عمق ۸ متری زمین است. در این محل نیروی آب توربینی چوبی را به چرخش در می آورد و نیروی به دست آمده به سنگ آسیاب منتقل شده و گندم را آرد می کرد. وسایل توزین گندم و  آرد هم در اینجا قرار دارند.

محله شریف آباد

هرچند از دیدن بافت تاریخی و سنتی اردکان نمی شوند گذشت اما درست آن سوی این بافت، محله ای به اسم «شریف آباد» قرار دارد که محل زرتشتی های این شهر است. محله ای که مردمانش با شما از پندار و کردار و گفتار نیک می گویند. زرتشتیان بعد از شیعیان دومین گروه مذهبی را در اردکان مانند سایر شهرهای استان یزد تشکیل می دهند. هر چند به گفته خودشان تعدادشان به نسبت سال های قبل کمتر شده اما باز هم بخشی از مردم این شهر هستند. شریف آباد هم بافتی سنتی و خشتی دارد و شهرداری و سازمان میراث فرهنگی شهر در حال آماده سازی و کف سازی و مرمت برخی خانه های قدیمی آن هستند.

نکته: وارد محله که بشوید می بینید که بر در و دیوار بعضی از خانه ها به اندازه کف دست گل سفید کشیده شده است. زنان کهنسالی که در کنار در خانه های شان نشسته اند و با لهجه اصیل اردکانی با شما صحبت می کنند، توضیح می دهند که این گل سفید نشانه این است که اینجا خانه زرتشتیان است. در مرکز محله شریف آباد و پشت پارکی که در دل آن قرار گرفته یک خانه تاریخی متعلق به زرتشتیان به اسم خانه «سلامت» قرار دارد که البته برای دیدن از این خانه باید هماهنگی کنید.

 

بهترین زمان برای رفتن به محله زرتشتیان اردکان یک ساعت مانده به غروب آفتاب است؛ چرا که در آن زمان به خاطر نماز شامگاهی درهای آتشکده اردکان که در گذرگاهی که به اسم آتشکده نامگذاری شده باز می شود. آتشکده اردکان قدمت زیادی ندارد و بنایی ساده است. اگر نزدیک زمان نماز بروید کسی هست که در آنجا با صدایی بلند «خرده اوستا» بخواند؛ خرده اوستایی که برای یادبود کسی است یا برای سلامتی. دور تا دور سالن تصاویری از «آشو زرتشت» پیامبر ایرانی قرار دارد با پیام مهم او؛ یعنی پندار نیک، کردار نیک و گفتار نیک.

 

دل زدن به کوچه پس کوچه‌های کویر 

آش شولی

«شولی» خوران

نمی شود اردکان بروید و «شولی» مخصوص اردکانی ها را نچشید. این مهم ترین غذای اردکانی هاست. برای شولی خوردن هم پیشنهاد می کنیم بعد ازدیدن از محله شریف آباد به سمت پارک شهر بروید و در حاشیه این پارک شولی فروشی های شهر را می توانید پیدا کنید. شولی آشی ساده است که در آن سبزی، چغندر، پیاز، آرد، عدس می ریزند و با سرکه یا رب انار می خورند. البته کنار شولی آش دیگری هم در یزد پخته می شود که به آش جنوبی معروف است. این ها تنها خوردنی اردکانی ها نیستند.

 

از آنجایی که شیره توت، رب انار و ارده سوغاتی های مهم این شهر هستند اردکانی ها خوراکی دارند که از ترکیب این سوغاتی ها فراهم آمده. یکی از این خوراکی ها «کورماست» است که ترکیبی از ارده و نمک و شیره توت است و خودشان می گویند برای پایین آوردن قند خون بسیار مناسب است. البته کور ماست را باید خود اردکانی ها درست کنند و مانند آش شولی به راحتی پیدا نمی شود. با خوردن شولی می توانید خودتان را آماده جاذبه های دیگر اردکان بکنید که خارج از شهر قرار دارد.

کویری در دل کویر

اگر اهل طبیعت گردی و کویرنوردی باشید اردکان یکی از مقصدهای درستی است که انتخاب کردید. در نزدیکی اردکان کویر این شهر قرار دارد که به «سیاه کوه» معروف است و شکل نعل اسبی اش معروف است. نقطه کویری بین دو کوه منفرد هرش به ارتفاع ۱۹۳۹ متر در جنوب و سیاه کوه به ارتفاع ۲۰۵۰ متر در شمال قرار دارد و مکانی مناسب برای جذب جریان های آبی و سیلابی است که از دامنه این دو کوه سرازیر می شود. برای ماندن در این کویر البته باید تجهیزات کافی را داشته باشید و یادتان باشد شب های کویری بسیار سرد و سوزنده است.

اشکفت

بالاتر گفتیم، اگر اهل طبیعت گردی هم باشید اردکان جای مناسبی است. در فاصله یک ساعتی شهر «عقدا» و ۷۰ کیلومتری اردکان یکی از غارهای منحصر به فرد مرکز ایران به اسم «اشکفت» یا «اشکفت یزدان» قرار دارد؛ غاری باستانی که از مکان های مذهبی زرتشتیان ایران و هند است. دهانه ورود به غار اشکفت بسیار دشوارگذر است و از روستای «هفتهر» دو ساعت پیاده روی تا آنجاست. دهانه غار بسیار کوچک است و به محوطه ای بزرگ باز می شود. این غار در صدر اسلام محلی برای نگهداری و حفاظت از آتش مقدس آتشکده کاریان و آناهیتا بود. این باعث شده تا در سال تعدادی از زرتشتیان به زیارت این غار بروند و چند روزی در آنجا اقامت کنند.

 

دل زدن به کوچه پس کوچه‌های کویر 
«اشکفت» در زبان محلی به معنای شکاف یا غار است. قطر بزرگ غار از سمت دهانه به سمت انتها از ۶۰ متر به ۴۵ متر کم می شود. سه استالاگمیت بزرگ در وسط غار ساخته شده که یکی از آنها حدود ۳ متر و ۸۰ سانتی متر ارتفاع دارد و دو ستون دیگر یک متر و ۲۰ سانتی متر ارتفاع و حدود ۴۰ سانتی متر قطر دارند. در داخل غار چندین حوض کوچک و بزرگ و آثاری از ساختمان دیده می شود که نشان دهنده کارکرد سکونتی و عبادتی این غار در گذشته بوده است.

نکته: برای رفتن به غار اشکفت یادتان باشد که باید تجهیزات کامل داشته باشید و سعی کنید تنها به این منطقه نروید و یک بلد راه محلی نیز همراه خودتان ببرید. در ضمن برای دو ساعت پیاده روی در جایی دشوارگذر (صعب العبور) آماده باشید.

قلعه عجایب

از پیر چک چک تقریبا ۱۵ دقیقه زمان نیاز است تا به یکی از عجیب ترین و دیدنی ترین مکان هایی برسید که در کویر مرکزی و شاید در سراسر ایران به چشم می بینید؛ «روستای تاریخی خرانق». روستا یا شهر خرانق در ۵۰ کیلومتری اردکان از یک سو  ۸۵ کیلومتری یزد از سوی دیگر قرار گرفته است. برای رسیدن به این شهر باید از کنار معادن معروفی چون معدن سنگ آهن چادرملو و معدن اورانیم ساغند و باریت و روی و گرانیت و منطقه حفاظت شده دره انجیر گذشت. دره ای که در آن، زمانی نمونه های یکه ای از حیواناتی مانند کل، بز، قوچ، گربه وحشی، سیاه گوش و حتی یوز ایرانی زندگی می کردند.

 

تا چند سال پیش روستای خرانق در میان همان قلعه قرار داشت، اما با توجه به بافت تاریخی این مکان، مردم به تدریج این قلعه را ترک کردند و به روستای تازه سازی در کنار آن رفتند. مهم ترین بخش دیدنی خرانق بی تردید همین قلعه تاریخی است که یکی از مهم ترین و بزرگ ترین قلعه های مسکونی داخل ایران بوده. براساس کاوش های باستان شناسی این قلعه حدود ۴۵۰۰ سال پیش ساخته شد. از آن جایی که این مکان در مسیر راهزنان قرار داشت مردم قلعه را ساختند تا در آن از دست راهزنان درامان باشند. به گفته باستان شناسان برج و باروی قلعه در قرن های بعدی ساخته شد.

 

دل زدن به کوچه پس کوچه‌های کویر 

قلعه خرانق

این قلعه به شکل یک موزه می تواند نظرتان را جلب کند. سعی کنید رفتاری را که در بافت تاریخی اردکان داشتید اینجا هم داشته باشید؛ بگذارید راه شما را پیش ببرد تا بتوانید کوچه پس کوچه ها و خانه های دوطبقه و سه طبقه آن را کشف کنید. یکی از عجایب این قلعه شکل مار مانند و کوچه های پیچ در پیچی است که برای جلوگیری از راهزنان ساخته شده و اتفاقا همین جذابیت این قلعه است. درون قلعه ۸۰ خانه قرار داشته که بخشی از آنها هم اکنون احتیاج به مرمت بیشتر دارند، اما لا به لای این خانه ها برخی از خانه ها سالم تر مانده اند و می توانید داخل آنها را ببینید. بیشتر این خانه ها دو یا سه طبقه است و متناسب با توانایی اقتصادی و موقعیت اجتماعی قلعه نشینان طراحی و ساخته شده اند. دیواره های قلعه از خشت و گل است و سقف آن از تیرهای چون حصیرهای الیافی، چوب و پوشال است.

 

این خانه دارای سقف های گنبدی و گهواره ای است و دارای شش برج نگهبانی است که متصل به بدنه قلعه است. همچنین این قلعه دارای چهار دروازه به نام های دروازه بالا، پایین، رضاخان سرداری و خالو است و اطراف قلعه کوچه های باریکی است که معروف ترین آنها کوچه گرگ است. در بخشی از این قلعه برجی قرار دارد که گفته می شود منارجنبان خرانق است. البته هم اکنون منارجنبان خرانق تعطیل است و ظاهرا قرار است بازسازی و دوباره جنبیدن را از سر گیرد. اگر روی دیوارهای برج قلعه خرانق بایستید می توانید دیگر دیدنی های این منطقه را ببینید.

 

یکی از این دیدنی ها که در فاصله ۵۰۰ متری قلعه است، پل تاریخی خرانق است که روی یک پایه سنگی ساروجی قرار دارد. احتمال می رود که این پل سیل شک نبوده باشد. این پل احتمالا در زمان اشکانیان ساخته شده است. کمی آن طرف تر از پل هم بقعه ای وجود دارد که به مزار «بابا خادم» معروف است. گفته می شود که این مکان یکی از مناطقی بود که امام رضا (ع) در سر راه مشهد از آن گذشت و قدمگاه ایشان به عنوان «مشهدک» معروف است. در اینجا بود که خادم امام بیمار شد و درگذشت و به خاک سپرده شد و بقعه بابا خادم مدفن او است. بیرون قلعه کاروانسرای خرانق قرار دارد؛ کاروانسرایی که البته اگر بخواهید شب را در این منطقه بمانید، حتما باید با هماهنگی صورت بگیرد.

 

دل زدن به کوچه پس کوچه‌های کویر 

 پل خرانق

مزرعه مهر

تا اشکفت می روید حتما سری هم به عقدا بزنید؛ شهری در ۶۰ کیلومتری اردکان که از شهرهای دیدنی و زادگاه افراد شناخته شده ای چون میرزا رضای کرمانی ملقب به شاه شکار، قاتل ناصرالدین شاه است. این شهر از گذشته محل زندگی مسلمان و زرتشتیان بوده است و بناهای تاریخی مهمی چون کاروانسرای چاه ریگ و چهار طاقی مشهوری دارد که دیدنی است. اما شاید بخشی از شهرت عقدا جز غار اشکفت مربوط به مکان های مشهور زرتشتیان در این شهر است. یکی از این مکان ها که به مزرعه مهر نامگذاری شده به مزار شاهدخت ساسانی مهربانو شناخته می شود.

براساس باورهای محلی این مکان آرامگاه دختر کوچک یزدگرد است که بعد از جداشدن از خواهران و برادر و مادرش به همراه پارس بانو خواهر دیگر به عقدا آمد و اینجا از گرسنگی و تشنگی جان سپرد و پیکرش را در همین منطقه دفن کردند. مردم در آن محل شمع روشن می کنند. مزرعه مهر یکی از نقاط مهم زرتشتی نشین منطقه اردکان است. در بخش غربی شهر عقدا در جایی که روستای «زرجوع» قرار دارد زیارتگاه کوچکی در شکاف سنگ قرار دارد که در باور مردم منطقه محلی که «پارس بانو» خواهر مهربانو در آن جا در اثر گرسنگی درگذشته است. در روزگاران گذشته لباس مقنعه مانندی در شکاف کوه قرار داشت که گفته می شد متعلق به پارس بانو بوده . این لباس هم اکنون از کوه جدا شده و در جایی نگهداری می شود. در اطراف این نیایشگاه خیمه هایی ساخته شده که هر سال از ۱۳ تا ۱۷ تیرماه پذیرای افرادی است که برای برپایی مراسم آیینی پارس بانو به این منطقه می آیند.

نکته: داستان مفصل خانواده یزدگرد و ماجرای شان در یزد را در بخش «پیر چک چک» بیشتر خواهیم خواند.

نگهدار شاهزاده ساسانی

یکی از کلماتی که در استان یزد زیاد به گوش تان می خورد واژه «پیر» است. پیرها در حقیقت مکان های مذهبی هستند که متعلق به زرتشتیان است و باور عمومی بر این که این مکان های متعلق به فرزندان یزدگرد سوم است که بعد از فرار و انتشار خبر کشته شدن آخرین شاه ساسانی، به مرور پناه آوردند. اما در میان این پیرها، «پیر چک چک» یا نیایشگاه سبز اردکان یکی از مهمترین بناهای مذهبی زرتشتیان است. درباره تاریخچه نیایشگاه پیر چک چک اطلاع دقیقی در دست نیست؛ اما زرتشتیان و محلی ها معتقدند این نیایشگاه متعلق به نیک بانو دختر یزدگرد است.

 

بنای پیر چک چک در میانه دو کوه در بالای دره ای ساخته شده که در آن چشمه ای همیشه جاری قرار دارد و قطره قطره های آبی که از این چشمه سرازیر می شود چک چک به داخل مکانی که در دل صخره برای عبادت قرار داشت، می چکد. این شاید مهم ترین دلیل نامگذاری این محل به نام «پیر چک چک» یا «پیر چک چکو» معروف باشد. البته برخی هم این نیایشگاه را پیر سبز می نامند که به خاطر درختان همیشه سبزی است که در دل کوه به چشم می خورند. یکی از این درخت ها چناری کهن است که محلی ها معتقدند به داستان نیک بانو باز می گردد.

 

دل زدن به کوچه پس کوچه‌های کویر 

زیارتگاه پیر چک چک

نکته: «پیر چک چک» ۴۵ دقیقه دورتر از اردکان در جاده یزد به طبس و مشهد قرار دارد و نزدیک خرانق است. برای همین یک نصف روزتان را باید خالی کنید تا از این منطقه دیدن کنید. جاده اردکان به پیر چک چک در دل کویر این شهر ساخته شده و سیاه کوه را که پیشتر درباره اش صحبت کردیم می توانید در راه ببینید. اگر ماشین شخصی ندارید هم مشکلی نیست، می توانید در اردکان ماشین بگیرید. در چک چک فروشگاه و رستوران وجود ندارد.

شاهزادگان آواره یزدگرد

براساس باور عمومی و اسناد تاریخی یزدگرد سوم هفت فرزند؛ پنج دختر و دو پسر داشت. این فرزندان به همراه همسر یزدگرد، کتایون بانو بعد از رسیدن خبر کشته شدن یزدگرد به سمت مرکز ایران آمدند تا از حمله اعراب در امان باشند. در نزدیکی یزد این خانواده از هم جدا شدند. «مهربانو» و «پارس بانو» به سمت «عقدا» رفتند و در آن جا درگذشتند. «شهربانو» هم به باور ایرانی ها توسط عرب ها به اسارت گرفته شد و به مدینه برده شد و همسر امام حسین (ع) شد. «نازبانو» راه مخالف خواهران را پیش گرفت و به سمت جنوب رفت و در کوه «تیجنگ» گم شد و آرامگاه معروف «پیر نارکی» جایی است که او در  آنجا دفن شده است.

 

دل زدن به کوچه پس کوچه‌های کویر 

زیارتگاه پیر نارکی

 

«کتایون بانو» به همراه «اردشیر» پسر کوچک تر به سمت یزد رفتند. اما آن دو هم، از هم جدا شدند و اردشیر در شرق یزد د رجایی گم شد که امروز به پیر «نارستانه» معروف است. کتایون هم در آستانه ورود به یزد پشت حصار خود را به چاهی انداخت که هم اکنون به «ستی پیر» یا آرامگاه کتایون معروف است. از میان این خانواده «نیک بانو» به همراه «مروارید» که به زبان های باستانی ایران، «هریشت» یا خدمتگزار او بود به سمت اردکان رفتند. به نظر می رسد که مروارید در میانه راه به هر دلیلی از او جدا شد و نیک بانو راه خود را در تنهایی به سمت شرق ادامه داد تا پای کوهی رسید که حالا نیایشگاه چک چک در آن قرار دارد.

 

او در پای کوه بود که سیاهی لشگر را دید و ترسان از کوه بالا رفت و در میانه راه بالا رفتن- آن طور که در باور محلی است- توانش را از دست داد و فریاد زد کوه مرا در آغوش بگیر! با گفتن این جمله در شکاف کوه گم شد. بعدها چوپانی که گله اش را گم کرده بود به اینجا رسید و آبی که از شکاف کوچه چک چک می آمد، او را از تشنگی نجات می دهد و در خواب صدای «نیک بانو» را می شوند که می گوید اینجا برای من اتاقی بساز و شمعی بیافروز تو.

 

به سلامت گله ات را پیدا خواهی کرد. او وقتی از خواب بیدار می شود گله اش را پیدا می کند و به کمک بزرگان روستایش، این زیارتگاه را بنا می کند. از آن جایی که همیشه چشمه آبی در این مکان روان بوده برخی از پژوهشگران معتقدند، این مکان در گذشته یکی از پرستشگاه های مهم آناهیتا بوده. این نظری است که درباره کوه بی بی شهربانو نیز داده می شود. به هر روی، پیر چک چک منطقه ای است دیدنی چه به لحاظ طبیعت گردی و چه به لحاظ گردشگری تاریخی. بهشتی کوچک و سبز در دل کویر مرکزی ایران که تا از نزدیک آن را نبینید، باورکردنش سخت خواهدبود.

در حصار کوه

برای رسیدن به نیایشگاه پیر چک چک نیازی نیست سینه کوه را بگیرید و بالا بروید، از پای کوهی که نیایشگاه در میانه آن قرار گرفته راهی پلکانی ساخته شده که در دو طرف آن مکان هایی برای استراحت و اتاق هایی است که می توان در آن اقامت کرد. البته اقامت در این منطقه باید در هماهنگی با انجمن زرتشتیان شریف آباد باشد که اداره پیر چک چک را به دست دارند. در اطراف پله هایی که به سمت نیایشگاه می روند پر از جملاتی از زرتشت و بخش هایی از گاتاهای مشهور اوست. روی یکی از تابلوها نوشته شده: «پاکی و پارسایی و پرهیزگاری بهترین کار نیک و مایه خوشبختی است.» روی بعضی از تابلوها هم تاکید شده که برای ورود به این مکان باید کاملا پاک بود.

 

دل زدن به کوچه پس کوچه‌های کویر 
از زنان و دختران زرتشتی هم خواسته می شود که با پوش و لباس سنتی خود وارد چک چک شوند. در هنگام ورود به نیایشگاه که باید کفش ها را از پا درآورید و مردان هم کلاه سفیدی بر سر داشته باشند. در دیواره کوه آتشگاهی سه شاخه قرار دارد و در مقابل آن ظرف لوتوس که ۱۲ شاخه به نشانه ۱۲ ماه سال دارد. در کنار آتشگاه مکانی است که چک چک آب از کوه به زمین می خورد. این قطرات آب برای زرتشتیان تبرک شده. اگر بخواهید می توانید عود روشن کنید. آیین روشن کردن عود در نیایشگاه های زرتشتی این گونه است که عود را باید از آتش آتشگاه روشن کرد و گذاشت تا شعله آن خاموش شود و بعد باید سر آن را به ۱۲ برگ لوتوس زد و به ستون عوددان متصل کرد. حالا بعد از دیدار از نیایشگاه می توانید از بالای آن به کویری که رو به روی شماست نگاه کنید.

نکته: دیدن از پیر چک چک مشکل خاصی ندارد و تنها در فاصله ۲۰ تا ۲۷ خردادماه که مراسم رسمی در آن جا برگزار می شود اجازه ورود به غیرزرتشتیان داده نمی شود.

هریشت شاهزاده

در راه بازگشت از خرانق و چک چک به اردکان حتما سری هم به «پیر هریشت» بزنید و از نیایشگاه آنجا دیدن کنید. داستان این نیایشگاه در ادامه داستان «نیک بانو» است. «مروارید» خدمتگزار نیک بانو در همین جا از او جدا شد. شاید همین جا درگذشت و نیک بانو او را گذاشت و به سمت چک چک رفت.

 

دل زدن به کوچه پس کوچه‌های کویر 

 

پیر هریشت هم مانند چک چک در بلندای کوهی قرار دارد. هر چند این کوهی به بلندی چک چک نیست. برای رسیدن به نیایشگاه که از سنگ سفید ساخته شده پلکانی وجود دارد که می توانید به راحتی به آن برسید. آرامگاه دو اتاق دارد. در اتاق دوم گوری قرار دارد که دور تا دور آن هم اکنون حفاظ شیشه ای گذاشته شده است. در اینجا هم مانند پیر چک چک آتشگاهی قرار دارد. روی این گور شمع و گل و قند برای تبرک قرار می دهند.


زیباترین درخت ها؛ از دل خاک تا بلندای آسمان


هفته نامه همشهری شش و هفت: از یك بذر كوچك راهی به دشواری از میان سنگ‌ها و گل‌های سفت به‌سوی آسمان باز می‌شود‌. اینگونه است كه جوانه به نهال و نهال به درختی تنومند تبدیل می‌شود. میوه‌های این درخت در درازای تاریخ همچنان تازه و الهام‌بخش، هر روز با رنگ و بویی تازه جان آدمی را صفا می‌بخشند؛ گاهی نغمه‌ای، گاهی نقشی از یك درخت و گاهی شعری یا داستانی. درخت همچون آینه‌ای است كه آدمی مسیر متلاطم زندگی‌اش را از تولد تا مرگ در آن می‌بیند. او بیم‌ها و امیدهایش را در وجود درخت مشاهده می‌كند و میوه‌های رمزآلودش را مز مزه می‌كند.

  میراث كهن

 

 از دل خاك تا بلندای آسمان

 

واژۀ گواتمالا كه در اصل به معنی درختزار یا مكانی دارای درخت‌های بسیار است، اشاره به طبیعت سرسبز و پر از درخت این سرزمین استوایی و زیبا دارد. درخت ابریشم گرمسیری یا پنبه هندی كه نام لاتین آن سیباست در كشور گواتمالا به‌عنوان یكی از نمادهای مهم ملی به‌حساب می‌آید. سیبا درختی بلند است كه ارتفاع آن گاه به بیش از ۷۰متر می‌رسد. در طول تاریخ كهن منطقه آمریكای مركزی و بخش‌های شمالی آمریكای جنوبی، داستان‌ها و اسطوره‌های گوناگونی در ارتباط با این درخت شكل گرفته‌اند. برخی از قبایل جنگل‌های آمازون بر این باور بودند كه خدایان‌شان در این درخت به سر می‌برند. نزد اقوام مایا این درخت دنیای زیرزمین را به جهان آسمانی پیوند می‌داد. این باور اخیر در بسیاری از آثار هنری آنها به شكلی نمادین به‌صورت یك ساقه ستبر نمایش داده می‌شد.

 

در پاره‌ای از آیین‌های سنتی مایاها بخش‌هایی از این درخت همچون سنبله خاردار مخروطی شكل آن بازسازی و در ظرف‌هایی همچون بخوردان قرارداده می‌شد. هنوز در مناطقی كه میراث‌داران سنت‌های كهن مایاها هستند برخی از كشاورزان وقتی حین آماده‌سازی زمین‌های كشاورزی به درخت سیبایی برخورد كنند كه در مكانی نامناسب قرارگرفته باشد، به‌خاطر احترامی كه برای این درخت در فرهنگ‌شان ریشه دوانیده آن‌را در سر جای خود نگاه می‌دارند. در سال ۱۹۵۵درخت سیبا به‌عنوان درخت ملی گواتمالا اعلام و قوانینی در جهت حفظ آن صادر شد. مشهورترین درخت سیبای گواتمالا در شهر پالین با قدمت بیش از ۴۰۰سال قرار گرفته است.

 

  پدر پارك‌های ملی

 

روشن‌ترین مسیر شناخت جهان از میان جنگل‌های وحشی می‌گذرد. این گفته كسی است كه از او با عنوان پدر پارك‌های ملی یاد می‌شود. جان موییر ۱۱ سال داشت كه به همراه پدر و مادرش از اسكاتلند به ایالات متحده مهاجرت كرد. او تا پایان عمرش هیچ‌گاه فرهنگ و طبیعت زیبای سرزمین مادری‌اش را از یاد نبرد و حتی با وجود اقامت طولانی در ایالات متحده لهجه غلیظ اسكاتلندی‌اش تغییر نیافت.

 

وقتی كه ۲۲سال داشت روزی در حال استراحت با یكی از دوستانش زیر یك درخت اقاقیا به موضوعی برخورد كرد كه به گفته خودش تأثیر زیادی در شكل‌گیری آیندۀ او داشت. دوستش گلی از درخت كند و به او نشان داد و یادآور شد كه این درخت تنومند از خانواده نخود بوده و در واقع؛ بذری شبیه به نخود تبدیل به چنین درختی شده‌است.

 

 از دل خاك تا بلندای آسمان

این رخداد به گفته خودش، باعث شد كه روح او به دنیای جنگل و انبوه درختان پرواز كند. چند سال بعد حادثه‌ای باعث شد كه خطر نابینا شدن از بیخ گوشش رد شود و بعد از چند هفته بستری شدن در تاریكی به این نتیجه رسید كه خداوند گاهی با زبان غیب درس‌هایی به آدمی می‌دهد. او به این نتیجه رسید كه به‌دست آوردن دوباره نعمت دیدن پیامی است برای او تا به‌دنبال علاقه اصلی‌اش؛ یعنی همان مطالعه طبیعت بپردازد.

 

او در سال ۱۸۶۷مسیر ۱۶۰۰كیلومتری كنتاكی تا فلوریدا را با پای پیاده از میان طبیعت وحشی و جنگل‌های انبوه پیمود. مدتی بعد، حدود دو سال در پارك یوسمتی در كلبه‌ای در كنار جویبار به سر برد و به مطالعه گیاهان و درختان آنجا مبادرت ورزید. در اینجا بود كه در جریان بازدید گروهی از پژوهشگران، شخصی به او پیشنهاد كرسی استادی در دانشگاه هاروارد را كرد، ولی موییر در جوابش نوشت كه حتی یك برای یك لحظه هم این جلوه‌گاه عظیم الهی را به قصد تدریس در دانشگاه رها نخواهم كرد!

 

او در این مكان به پژوهش‌های زمین‌شناسی مبادرت ورزید؛ ازجمله اینكه به شكل‌گیری بخشی از دره‌های این منطقه بر اثر فرسایش قطعات بزرگ یخ اشاره كرد. این نظریه برخلاف نظریات دانشگاهی آن زمان در مورد مكان مورد نظر بود و به همین دلیل عده‌‌‌ای این نظریه را چندان جدی نگرفتند، ولی پژوهش‌های بعدی درستی نظر موییر را به اثبات رسانید. موییر در ادامه فعالیت‌هایش با همكاری تعدادی از دوستداران محیط‌زیست، تمهیدات لازم را برای حفاظت قانونی و مؤثر از پارك‌های ملی همچون پارك یوسمتی به انجام رسانید.

 

او در راستای مطالعاتش چندین كتاب منتشر كرد و به باورهای فلسفی عمیقی درباره ارتباط انسان با طبیعت دست یافت. او باشگاه سیرا را تأسیس كرد كه بعد از او نقش مهمی در حفاظت از محیط‌زیست طبیعی بر عهده داشت. امروزه یاد او به شكل‌های گوناگونی گرامی داشته می‌شود و هر جا كه صحبت از پارك‌های ملی و ضرورت حفظ و احیاء آنها باشد، به‌احتمال زیاد نامی از او به میان می‌آید.

 

بیست و یكم آوریل هر سال در ایالت كالیفرنیا روز موییر نامگذاری شده كه در آن یاد این دانشمند بزرگ گرامی داشته می‌شود. كوه موییر در كالیفرنیا ازجمله مكان‌هایی است كه به یاد او نامگذاری شده است. علاوه بر این، نام او بر چندین مكان دیگر نیز ازجمله یخچال طبیعی، گذرگاه، قلۀ كوه، جنگل، ساحل، دانشكده و اتوبان گذاشته شده است.

 

  الفبای درختی

 

اقوام سلتی ساكن بریتانیا و ایرلند در سده‌های نخست میلادی از خطی استفاده می‌كردند كه اوگام نام داشت. الفبای این خط كه از ۲۰حرف تشكیل شده بود، از تعدادی خطوط عمودی و افقی چسبیده به هم تشكیل شده‌بود. نكتۀ جالب درخصوص این حروف آن بود كه نام هركدام از آنها با نام یك درخت گره خورده بود. در واقع وجود جنگل‌های انبوه و رمزآلود در این مناطق با گونه‌های متنوع درختان به شكل‌گیری اساطیر و داستان‌های متعددی در ارتباط با درختان دامن زده و در سایر وجوه فرهنگی آنها ریشه دوانیده بود. به‌طور مثال نخستین حرف الفبای اوگام حرف «ب» یا «بی» انگلیسی است كه نام آن در این الفبا همان نام درخت توس است. درخت توس نزد سلتی‌ها با باززایی، نوشدن و جوانی در ارتباط است.

  جهان بالا

 

در سرزمین زمستان‌های خیلی سرد در شرق روسیه یك جمهوری ترك‌نشین به نام یاقوتستان كه به زبان روسی به آن «ساخت» می‌گویند، با وسعتی بیش از كشور آرژانتین قرار گرفته است. شرایط اقلیمی سخت در این منطقه جمعیت زیادی را پذیرا نیست و بومیان آن به یك میلیون نفر نمی‌رسند، ولی آداب كهن آنها هنوز زنده و پویا به حیات خود ادامه می‌دهد. اسطوره‌های كهن یاكوتی‌ها كیهان را به سه بخش بالایی یا بهشتی، زمینی و زیرزمینی تقسیم می‌كند. مفهوم درخت زندگی نزد این اقوام موضوعی شناخته شده است. درخت زندگی نمادی است كه سه بخش كیهان را به هم مرتبط می‌كند. ریشه‌های این درخت نمادین به درون سردی و تاریكی زیر زمین فرورفته و ساقه آن روی زمین و شاخه‌های بلندش به آسمان سربركشیده است.

 

 از دل خاك تا بلندای آسمان

درخت زندگی، نمادی از جریان انرژی است كه زندگی را روی زمین ممكن ساخته است. شمَن‌ها كه بزرگان و عالمان آیینی این قبایل بوده‌اند و با عالم رمز و راز و پیشینیان قوم سرو كار دارند، بر این باورند كه روح شمن بزرگی كه قبلاً درگذشته در میان ریشه‌های یك درخت توس به‌سر می‌برد. شاخه‌های این درخت در اختیار شمن‌های جوان قرار می‌گیرد تا اسبابی شود برای ارتباط آنها با درخت كیهانی زندگی. از چوب این درخت طبل‌هایی ساخته می‌شوند كه در مراسم آیینی شمن‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد.آن‌ها بر این باورند كه صدایی كه از این طبل‌ها بر می‌خیزد به جهان بالا سیر می‌كند.

 

باغی دیگر

 

باغ‌های كنار خلیج طرح بزرگ و بسیار پیشرفته‌ای در كشور كوچك سنگاپور است كه فضای كنونی آن به بیش از یكصد هكتار می‌رسد. در سال ۲۰۰۵میلادی این طرح از سوی نخست‌وزیر وقت اعلام و بر پایه آن قرار شد فضای شهری بیش از پیش با فضای سبز طبیعی پوشانده شود. این طرح در واقع یكی از طرح‌های فضای سبز بزرگ در سطح جهان به‌شمار می‌آید كه با همكاری شركت‌های مختلف بین‌المللی و متخصصان حوزه‌های گوناگون طراحی شهری و فضای سبز صورت گرفته است.

 

در این مجموعه جذاب و دیدنی بخش‌های مختلفی قرارگرفته است ازجمله گنبد گل، جنگل ابرها، جاده هوایی، برج‌های درخت، دریاچه‌های اژدهای پرنده و مرغ ماهیخوار وكلاه‌فرنگی خورشید. در میان این بخش‌ها آثار گوناگون هنری همچون نگاره‌ها و پیكره‌های كوچك و بزرگ خودنمایی می‌كنند. گنبد گل در واقع یك گلخانه شیشه‌ای است كه در نوع خود بزرگ‌ترین نمونه در جهان به‌شمار می‌آید.

 

ارتفاع این گلخانه ۳۸متر است و در داخل آن گیاهان گوناگونی از نقاط مختلف جهان همچون مدیترانه و آمریكای جنوبی در معرض دید قرار گرفته‌است. در بخش جنگل ابرها گیاهانی كه در ارتفاعات كوهستانی و سرد روییده‌اند، به نمایش درآمده و گذر از طبقات آن تجربه‌ای شبیه به كوهنوردی در هوای خنك كوهستان را به ذهن بینندگان متبادر می‌سازد. برج‌های درخت در واقع هجده سازه بلند با ارتفاع‌هایی بین ۲۵تا ۵۰متر هستند كه شبیه به درخت طراحی شده و در واقع نوعی باغ‌های عمودی به‌حساب می‌آیند.

 

در این باغ‌های عمودی انواع گل‌ها و گیاهان به زیباترین شكل ممكن كاشته شده و در بالای این سازه‌ها باتری‌های خورشیدی نور لازم را برای نورپردازی در شب فراهم می‌كنند.از فراز پل ارتباطی بین برج‌ها، چشم‌انداز زیبایی از باغ و شهر برای بازدیدكنندگان فراهم شده است. در بخش‌های مختلف این باغ قهوه‌خانه‌ها و رستوران‌های متعددی پذیرای بازدیدكنندگان هستند.

 

  در جست‌وجوی بی‌مرگی

 

 از دل خاك تا بلندای آسمان

 

« واق واق» درختی افسانه‌ای نزد فرهنگ‌های كهن به‌شمار می‌آید. در تمدن یونان باستان این درخت در كنار معبد زئوس می‌رویید و قدرت پیشگویی داشت. نزد یونانیان درخت مزبور در زمان حیاتش نه‌تنها قادر به سخن گفتن با آدمیان بود؛ بلكه پس از قطع و تبدیل شدن به چوب و ساخته شدن كشتی و قایق از آن، همچنان قادر به سخنگویی بود و سرنشینان كشتی را از خطرهای موجود در سر راه آگاه می‌ساخت. نزد پیروان آیین میترا این درخت در هنگام روز دارای برگ و شب هنگام دارای سرهای سخنگویی از انسان و حیوانات بود.

 

در هنرهای سنتی شرقی ازجمله ایران و هند نمونه‌های گوناگونی از آثار را با الهام از این افسانه در نقاشی‌، فرش، فلزكاری و غیره می‌توان مشاهده كرد. یكی از نمونه‌های مشهور در این زمینه برگی از یك نسخه شاهنامه تولید‌شده در دربار ایلخانان مغول است كه در آن تصویری از اسكندر مقدونی سوار بر اسب ایستاده در مقابل درخت واق واق كشیده شده است. طبق افسانه‌ها، وقتی اسكندر در جریان فتوحاتش و در جست‌وجوی آب حیات و بی‌مرگی به پایان دنیا رسید به درختی برخورد كه دارای دو ساقه اصلی بود. روی یكی از این ساقه‌ها سرهای مردانی بود كه هنگام روز با صدایی مهیب سخن می‌گفتند و روی ساقه دیگر آن، سرهای زنانی قرار داشت كه شب با صدایی لطیف سخن می‌گفتند. سرهای مرد به اسكندر می‌گفتند كه او به آنچه از جهانگشایی می‌خواسته رسیده است و هنگام چهاردهمین سال سلطنت باید منتظر باشد كه با تاج و تخت خداحافظی كند:

 

كه چندی سكندر چه پوید به دَهر؟ كه برداشت از نیكوی هاش بهر

ز شاهی‌اش چون سال شد بر دو هفت ز تخت بزرگی ببایدش رفت

 

هنگام شب هم سرهای زنان به او می‌گفتند كه تسلیم طمع نشود تا به سرگشتگی در دنیا مبتلا نشود. در نهایت سرها به او گفتند كه به‌زودی تسلیم مرگ در سرزمینی غریب خواهد شد. در تصویری كه از این داستان در شاهنامه مزبور آمده علاوه بر سرهای آدمی، سرهایی از برخی از جانوران ازجمله خروس، خرگوش و روباه نیز كشیده شده است.

  انجیر معابد

 

 از دل خاك تا بلندای آسمان

 

انجیر معابد درختی مقدس نزد بودایی‌ها و هندوها به‌شمار می‌آید. ارتفاع این درخت گاهی به ۳۰متر هم رسیده و ساقه آن قطور است. برگ‌های پهن با تركه‌های بلند درخت در هوای آرام و بدون نسیم همواره در حركت هستند. همین امر باعث شده تا برخی از بودایی‌ها و هندوها بر این باور باشند كه برخی از خدایان‌شان در میان این شاخ و برگ‌ها زندگی می‌كنند. در منطقه گایا در ایالت بیهار هندوستان درخت انجیری وجود دارد كه برای پیروان آیین بودا بسیار مقدس بوده و زائران زیادی در طول سال به آنجا مسافرت می‌كنند. بوداییان بر این باورند كه بودا زیر این درخت به روشنایی و معرفت رسید. هر چند درخت اصلی نابود شده ولی درختی دیگر در این مكان هست كه مورد عبادت بودائیان قرار دارد. برخی بر این باورند كه شاخه‌ای از این درخت در مكانی در كشور سریلانكا برده و در آنجا كاشته شده است. مكان مزبور در سریلانكا نیز امروزه مورد توجه بوداییان قرار دارد.

  نغمه‌های سبز

 

هنر موسیقی نیز همچون سایر شاخه‌های هنری در طول تاریخ از زیبایی‌ها، عظمت و رمز و راز درختان سر بر آسمان كشیده الهام گرفته است. در نگاهی گذرا به تاریخ موسیقی فاخر جهانی، شاید مشهورترین اثر موسیقایی مرتبط با درخت را بتوان اثری با عنوان «كاج‌های رُم» ساختۀ آهنگساز چیره‌دست ایتالیایی؛ اُتورینو رِسپیگی دانست. رسپیگی این اثر را در سال ۱۹۲۴با الهام از درختان كاج موجود در چهار منطقۀ شهر رم در اوقات مختلف روز ساخت. این اثر در واقع یكی از سه‌گانه‌هایی است كه آهنگساز برای بزرگداشت شهر كهن رم ساخته است.

 

دو اثر دیگر این مجموعه عبارت هستند از آب‌نماها و جشنواره‌های رم. از چهار بخش شهر رم كه درختان كاج‌شان با هنرمندی این آهنگساز به زبان موسیقایی روایت شده‌اند، یكی منطقه زیبای ویلا بورگِزه است. رسپیگی با نوای سازهای اركستر سمفونیك بازی كودكان را در میان این درختان كاج به زبان موسیقی باز گو كرده است. در بخش دیگری از این اثر كه به درختان كاج نزدیك یك مقبرۀ زیرزمینی در بخش كهن شهر رم مربوط است، حال و هوای موسیقی كاملاً دگرگون و حسی از ترس القاء می‌شود. در دو بخش دیگر نیز درختان كاج و پرندگانی كه از میان شاخ و برگ آنها نوا سر داده الهام‌بخش هنرمند برای ساخت این اثر بوده‌اند.

  تنهاترین

 

سال‌های مدیدی در میان صحرایی بزرگ به تنهایی سربر آسمان داشت و همچون برجی مقدس برای رهگذران و بومیانی كه در آن نزدیكی‌ها زندگی می‌كردند، نمادی از مقاومت و تلاش در برابر سختی‌ها و شور و عطش زندگی به‌شمار می‌آمد. در این سال‌های طولانی هیچ رهگذری حتی برای روشن كردن آتشی كوچك به آن آسیبی نرسانید و تنها از سایه آن زیر آفتاب سخت بهره بردند. گویی شترهایی نیز كه زیر سایه آن لمیده بودند ارزش آن‌را دانسته و به شاخ و برگش صدمه‌ای نرساندند، اما متأسفانه در سال ۱۹۷۳رانندۀ بی‌ملاحظه یك كامیون با آن تصادف كرد و به عمرش پایان داد.

 

پس از آن دیگر صحرای تِنِره آخرین بازماندۀ سبزش را از دست داد و نماد تلاش برای حیات در آنجا به خاطرات پیوست. درخت اقاقیایی كه سال‌ها در صحرای تنره در شمال‌شرقی نیجر به‌سر برده بود، پس از شكسته شدن به موزه رفت و جای آن نمادی فلزی قرار گرفت. درخت اقاقیای صحرای تنره به‌عنوان نمادی از تنهایی و تلاش برای زندگی، هنوز در ذهن بشر باقی مانده و شاید روزی باز الهام‌بخش هنرمند، شاعر یا نویسنده‌ای باشد تا مفاهیم عمیق انسانی را با واقعیات جهان طبیعت درهم آمیزد.

  درختكار

 

مرد جوان از جنوب فرانسه به‌سوی بلندی‌های كوه‌های آلپ سفری را آغاز می‌كند. او در طول مسیر خود به دره‌ای خشك می‌رسد كه در آنجا اثری از تمدن بشری به جز خرابه‌های ساختمان‌های قدیمی چیزی یافت نمی‌شود. او در اینجا با مشكل بی‌آبی روبه‌رو می‌شود. تنها گیاهی كه در این مكان یافت می‌شود بوته‌های اسطوخودوس است. در این میان چاه آبی را می‌یابد، ولی از بخت بد این چاه نیز خشك شده است. بالاخره یك چوپان از راه می‌رسد و او را به چشمه آبی راهنمایی می‌كند و جانش را نجات می‌‌دهد.

 

مرد جوان نسبت به شیوه زندگی تنها و گوشه‌گیر این چوپان كنجكاو و علاقه‌مند می‌شود و مدتی را با او سپری می‌كند. مرد جوان در می‌یابد كه چوپان میانسال پس از درگذشت همسرش به اینجا آمده و تصمیم گرفته تا به تنهایی زندگی‌اش را وقف احیاء طبیعت و كاشت درختان بكند. چوپان هر روز سوراخ‌هایی را در زمین ایجاد می‌كند و در آنها دانه‌های بلوطی را كه از جاهای دور با خود آورده می‌كارد. پس از مدتی مرد جوان از چوپان خداحافظی می‌كند و به خانه خود می‌رود. در این زمان، جنگ جهانی اول اروپا را درمی‌نوردد. هفت سال از این واقعه می‌گذرد و او دوباره به این دره بازمی‌گردد. در این دیدار دوباره، او نهال‌های متعددی همراه با جویبارهای پر از آب را می‌بیند.

 

او همچنین در می‌یابد كه بوفیه یا همان مرد چوپان سدی را در بالا دست كوه ایجاد كرده و به‌خاطر آن‌كه گوسفندانش به نهال‌ها آسیب نرسانند كار چوپانی را رها ساخته و به پرورش عسل می‌پردازد. از این پس، مرد جوان هر سال به اینجا سر می‌زند و بوفیه را در امر آبادانی دره یاری می‌رساند. مدتی بعد دولت تصور می‌كند كه این دره به‌خودی خود آباد شده‌است. از این پس افراد زیادی برای سیر و سیاحت و لذت بردن از جنگل سبز به این منطقه می‌آیند، اما هنوز كسی نمی‌داند كه بوفیه این كار را بدون هیچ‌گونه چشم‌داشتی انجام داده‌ تا اینكه مرد جوان فرانسوی مسئولان را از این موضوع مطلع می‌سازد. داستان كوتاه «مردی كه درخت‌ها را كاشت» در سال ۱۹۵۳توسط نویسنده فرانسوی، ژان گیونو نوشته شد و سپس چندین روایت دیگر از آن، ازجمله یك انیمیشن و نمایش ساخته و اجرا شد.

 

  كاخ نارگیل

درخت نارگیل در مناطق استوایی برای مردم این نواحی اهمیت بالایی داشته و بخش‌های مختلف خوراكی و چوبی آن به مصارف گوناگونی می‌رسد. شیر نارگیل یكی از مواد مهم در پخت‌وپز بسیاری از غذاهای بومی در این مناطق است. جدا از این مصارف مادی، حضور این درخت و میوۀ آن ‌را در باورها، داستان‌ها و افسانه‌های این مناطق نیز می‌توان جست‌وجو كرد.

 

در معابد هندوان در سراسر جهان از شیر نارگیل برای پیشكش به درگاه شخصیت‌های آیینی استفاده می‌شود. هنرمندان فعال در حوزه صنایع‌دستی در این مناطق از چوب درخت نارگیل و پوسته روی آن، اشیاء كاربردی و زینتی ازجمله قاشق، انواع ظرف‌، گلدان و مجسمه می‌سازند. در این میان یكی از نمونه‌های برجسته و خلاقانه را می‌توان در شهر مانیل، پایتخت كشور فیلیپین مشاهده كرد.

 

 از دل خاك تا بلندای آسمان

 

كاخ نارگیل در سال ۱۹۷۸به‌عنوان یك ساختمان دولتی در شهر مانیل با استفاده از چوب‌های درخت نارگیل و الهام از شكل این درخت ساخته شد. طرح اصلی این كاخ به شكل یك هشت ضلعی است. در این منطقه رسم بر آن است كه نارگیل را برای خوردن و پذیرایی به‌صورت یك هشت ضلعی برش می‌دهند. ستون‌های دورتادور این كاخ از ساقه‌های بلند درخت نارگیل برپا شده است. چلچراغ ساخته شده از چوب نارگیل در این كاخ یكی از نمونه آثار بدیع و جذاب آن به‌حساب می‌آید. چندین برنامۀ تلویزیونی تا‌كنون در مكان كاخ نارگیل فیلمبرداری شده است. مكان مزبور امروزه به‌عنوان یكی از مراكز دیدنی و جذاب برای جهانگردانی كه به این شهر می‌آیند تبدیل شده است.